القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )
183
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )
على فارق بين حق و باطل موفق با ذكر سند از عبد اللّه مسعود آورده كه گفت : « اول چيزى را كه از رسالت پيامبر دانستم اين بود كه به مكه رفتم ، وارد خانه عباس شدم من بودم و او ، ديديم يك مردى از باب صفا وارد شد ، و زنش همراهش استلام حجر نمود ، سپس نوجوانى كه همراهش بود و بعد از او زنش « استلام حجر الاسود » نمودند « هفت بار دور خانه خدا طواف » كردند گفتم : اى عباس اين دين ديگر چه دينى است كه در ميان شما پيدا شده ؟ گفت : « اين برادرزادهام محمد ( ص ) و آن نوجوان على ( عليهما و آلهما صلوه اللّه ) و آن زن خديجه همسر محمد عليهما السلام است . بر روى كره زمين جز اين سه نفر كسى خدا را به اين دين عبادت نمىكند . موفق با ذكر سند از حبّه عرنى نقل كرده كه گفت : از على شنيدم كه فرمودند : « من اول كسى هستم كه اسلام را پذيرفت . » و نيز موفق و حموينى هر دو با ذكر سند از « ابو رافع » نقل كردهاند كه رسول خدا اول روز دوشنبه و خديجه آخر آن روز و على عليه السلام روز سهشنبه پنهانى تا « هفت سال و چند ماه » پيش از مردم نماز كردند . موفق با ذكر سند از عروه روايت كرده كه گفت : « على » عليه السلام « هشت ساله » بود كه اسلام را پذيرفت ، حموينى با ذكر سند از ابو رافع از ابوذر روايت كرده كه گفت : از رسول خدا شنيدم كه به على عليه السلام گفت : « انت اوّل من آمن بى و انت اوّل من يصافحنى يوم القيامه و انت الصّديق الاكبر و انت الفاروق الّذى يفرّق بين الحق و الباطل و انت يعسوب المسلمين و المال يعسوب الكفّار . » - تو اول كسى هستى كه به من ايمان آورده و تو اول كسى باشى كه در قيامت با من دست بدهد تو بزرگترين راستگو و تو جداكننده حق از باطل مىباشى . تو سرور تمام مسلمين هستى و حال آنكه قبلهگاه كفار مال است . » . حموينى با سلسله سند از ابو ايوب آورده كه گفت رسول خدا فرمود : « به تحقيق كه فرشتگان با من و على « هفت سال » نماز مىگزاردند زيرا ما نماز به جا مىآورديم و حال آنكه احدى غير ما نماز نمىخواند . باز حموينى با ذكر